ژانرها

آرشیو کامل فیلم ها

Rona, Azim's Mother (2018)
(شکستن همزمان بیست استخوان)
Orange Days (2018)
(روزهای نارنجی)
Son-Mother (2019)
(پسرومادر)
African Violet (2019)
(بنفشه ی افریقایی)
I Want to Dance (2017)
(دلم می خواد)
Italy Italy (2017)
(ایتالیا ایتالیا)
Old Men Never Die (2019)
(پیرمردها نمی میرند)
Tehran: City of Love (2018)
(تهران :شهر عشق)
Sara and Ayda (2017)
(سارا و ایدا)
The Samurai in Berlin (2019)
(سامورایی در برلین)
Miss Yaya (2018)
(خانم یایا)
21 Days Later (2017)
(بیست و یک روز بعد)
Searing Summer (2017)
(تابستان داغ)
Flaming (2018)
(شعله ور)
Disappearance (2017)
(ناپدید شدن)
The Potboiler
(خالتور)
سه جوان که برای گذران زندگی در رستوران آواز می‌خوانند به خاطر اینکه تن به اجرای موسیقی مبتذل و کوچه بازاری (خالتور) نمی‌دهند از کار خود اخراج می‌شوند. آن‌ها که به شدت بی‌پول هستند مجبور می‌شوند برای اجرای در یک مراسم ختنه سوران به اطراف تهران بروند در راه با ماشینی مواجه می‌شوند که تصادف کرده‌است. آن‌ها برای کمک به سرنشینان ماشین اقدام می‌کنند و جان مرد میانسالی به نام عضدی (محمدرضا شریفی نیا) را نجات می‌دهد. عضدی که سرمایه‌دار و میلیارد است به آن‌ها می‌گوید که احتمالاً اشخاصی قصد جان او را داشته‌اند و از آن‌ها می‌خواهد که مدتی پیش آن‌ها بماند و وانمود کند که در تصادف کشته شده‌است تا بفهمد چه کسی قصد کشتن او را داشته‌است. پس از مدتی دختر عضدی می‌فهمد پدرش زنده است و افرادی به جان او سوء قصد می‌کنند ولی ساسان (امیرحسین صدیق) نجاتش می‌دهد. آنها برای استراحت کردن به ویلا لواسان می‌روند ولی آن افراد در آنجا کمین کرده‌اند و می‌خواهند آنها را بکشند، ساسان با آنها درگیر می‌شود و مینو (سحر قریشی) هم به کمک ساناز (مریم معصومی) فرار می‌کند. و در میانه راه می‌فهمد ترمز ماشینش دستکاری شده و عضدی، کیوان و پیمان در میانه راه سر می‌رسند و با کلی دردسر موفق به نجات جان مینو می‌شوند و بعد معلوم می‌شود همه اینها دسیسه ای توسط ساسان و ساناز است تا مال و اموال عضدی را بالا بکشند و خودش و دخترش را بکشند و مینو هم با گوش دادن حرف‌های آنها ماجرا را می‌فهمد و پلیس خبر می‌کند و در ویلا درگیری رخ می‌دهد و در آخر پلیس‌ها ساسان و ساناز و افرادشان را دستگیر می‌کنند و در آخر پیمان با مینو، کیوان با سارا، مهران با فوفو ازداج می‌کند.
Rona, Azim's Mother
(شکستن همزمان بیست استخوان)
عظیم (با بازی محسن تنابنده) یک پناهنده افغان است که در شهرداری تهران مشغول به کار است تا بتواند به خانواده مادر و برادرش فاروق کمک کند تا قاچاقی به آلمان بروند. اما در لحظه آخر فاروق از بردن مادرشان منصرف می‌شود و عظیم نیز متوجه می‌شود مادرشان نیازمند عمل پیوند است. عظیم باید بین جان خودش و مادرش انتخاب کند…
Orange Days
(روزهای نارنجی)
زنی میانسال به نام آبان که به واسطه استخدام کارگران فصلی، در باغ‌های مرکبات شمال کشور مشغول است اما به دلیل جنسیتش با اتفاقاتی پر فراز و نشیب مواجه می‌شود و...
Dressage
(درساژ)
گلسای ۱۶ ساله که در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی می‌کند، روزی با دوستانش تصمیم می‌گیرد اقدامی هیجان‌انگیز انجام دهد که پیامدهایی غیرمنتظره‌ در پی داشته و به دردسری پیچیده تبدیل می‌شود و...
Son-Mother
(پسرومادر)
روایتگر زندگی مادر تنهایی است که با دو فرزند خود زندگی می‌کند. مشکلات عدیده مالی و متزلزل بودن موقعیت کاری، او را ناگزیر می‌کند به ازدواج پیشنهاد شده فکر کند و میان تامین امنیت و جدایی از فرزند پسر دوازده ساله‌اش تصمیم بگیرد.
African Violet
(بنفشه ی افریقایی)
زنی میانسال به نام شکوه، تصمیم می‌گیرد تا به همراه همسر دومش رضا، همسر سابق خود فریدون را از خانه سالمندان به خانه خود بیاورد. این تصمیم اتفاقات تازه‌ای را در زندگی این سه نفر رقم می‌زند و...
I Want to Dance
(دلم می خواد)
بهرام فرزانه نویسنده‌ای است که مدت‌هاست نمی‌تواند داستان بنویسد. ناگهان بر اثر یک تصادف اتومبیل، آهنگی در ذهنش تکرار می‌شود که او را به رقص می‌آورد. همین اتفاق شوق نوشتن را در او برمی‌انگیزد.
The Dark Room
(اتاق تاریک)
فرهاد و هاله زوجی هستند که فرزندی خردسال دارند. وقتی فرزندشان امیر ادعا می کند دچار مشکلی شده است، معضلی بزرگ در زندگی فرهاد و هاله ایجاد می شود و...
Gholam
(غلام)
داستان فیلم «غلام» در لندن در سال ۲۰۱۱ میلادی روی می‌دهد و دربارهٔ یک راننده تاکسی ایرانی به نام غلام (شهاب حسینی)، است که شب‌ها کار می‌کند و هیچ علاقه‌ای به صحبت دربارهٔ گذشته‌اش ندارد. غلام با آنکه دو شغل دارد ولی نشان داده می‌شود که علاقه‌ای به پول و مادیات ندارد. او با آنکه رابطه خوبی با دایی‌اش ندارد ولی هر روز برای خوردن چیزی به کافه او می‌رود. مادر غلام در تلاش است که او را به خانه یعنی ایران بازگرداند ولی او هیچ تصمیمی برای برگشتن ندارد.
Italy Italy
(ایتالیا ایتالیا)
من دوستت دارم و این به تو هیچ ربطی نداره.
Israfil
(اسرافیل)
مردی که ماهی را دوست داشت بازگشته ‌است. دختری که بهروز را دوست دارد باز می‌گردد. مردگان زنده می‌شوند و...
Pig Gene
(ژن خوک)
رضا و عماد دو زندانی هستند که از زندان فرار می‌کنند. رضا از طرف روزبه که یک آقازاده است، مامور شده تا عماد را فراری دهد. روزبه قصد دارد سر عماد را که فرزند پدرش از ازدواجی دیگر است زیر آب کند و...
Ferrari
(فراری)
گلنار در پی یافتن یک ماشین فراری قرمز به تهران می‌آید تا شاید به آرزوهای خود برسد. نادر با آگاهی از موقعیت گلنار، تلاش می‌کند او را به واقعیت‌های زندگی برگرداند اما…
Mastermind
Iran and Spain are about to lunch a big project in the Hendurabi Island in the south of Iran. Meanwhile many companies are trying to win the rights of this project at it's auction. Engineer Saeed Parsa who has divorced his wife Roya is one of them and others are trying to win the auction too. But in the way to do so many obstacles and difficulties are ahead of all of ... Read all
Old Men Never Die
(پیرمردها نمی میرند)
روستایی بکر و خوش آب و هوا که سال‌هاست در آن روستا کسی نمرده ‌است پیرمردی از خلال مرور خاطراتش به مرگ فکر می‌کند و در مقابل او دختری جوان با انگیزه و شاداب به زندگی امیدوار است...
Rabbit
(خرگیوش)
پدر "آرش" (بابک حمیدیان) باید به خارج از کشور برود و قرار می‌شود دوستان آرش، "بابک" (سیامک انصاری) و "بهنود" (جواد عزتی)، کنار او بمانند تا تنها نباشد. در این میان آرش تصمیم می‌گیرد دکوراسیون داخلی خانه را تغییر بدهد. خانم طراح در اتاقی را باز می‌کند که "گوگو" (خرگوش آرش) داخل آن اتاق است و خرگوش فرار می‌کند. سپس این سه نفر به دنبال گوگو کمی از روزشان را به هدر می‌دهند. آرش می‌فهمد که امروز تولد دختر خانم طراح است و هیچ‌کدام از دوست‌هایش نمی‌توانند به جشن تولد او بیایند. برای همین، این سه نفر برای او جشن تولد می‌گیرند. نامزد آرش (مینا ساداتی) به خانهٔ آن‌ها می آید. آرش، بابک و دخترک دست به تیغ می‌زنند و دنبال بهنود می‌کنند تا ریش‌های بهنود را که به نظر دختر احمقانه می‌آمد بزنند. در قسمتی از فیلم این چهار نفر مسابقهٔ خوانندگی برگزار می‌کنند. و چون که تولد دخترک است او تصمیم می‌گیرد که جایزه چه باشد و او سیمرغ بلورین را انتخاب می‌کند. ولی بابک انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است می‌گوید من از بهرام(بهرام رادان) قرض می‌گیرم! چند دقیقه بعد پیک موتوری کیسه‌ای می‌آورد که درونش سیمرغ بلورین رادان قرار دارد. نامزد آرش هم از وجود بابک و بهنود با خبر می‌شود، هم از وجود دخترک. این پنج نفر باقی شب را با تفریح می‌گذرانند.
Katyusha
(کاتیوشا)
اگر قرار است در زندگی بتوانم قشنگ زندگی کنم و موفقیت را کسب کنم، حتما نباید جوری زندگی کنم که تو می‌خواهی. باید ببینم زندگی چطور می‌گذرد یا چطور می‌توانم تلاش کنم و...
Tehran: City of Love
(تهران :شهر عشق)
یک قهرمان سابق بدنسازی که اکنون مربی شخصی است، وقتی می پذیرد که یک مرد جوان را برای مسابقات قهرمانی آموزش دهد، هیجان پنهانی در زندگی خود پیدا می کند. منشی کلینیک زیبایی دارای اضافه وزن که به ظاهر فیزیکی خود اعتماد ندارد، از صدای سکسی خود برای ایجاد شخصیتی برای اغوا کردن مردانی استفاده می کند که احساس می کند هرگز نمی تواند داشته باشد. و یک خواننده مذهبی ناامید شانس خود را برای تبدیل شدن به یک خواننده عروسی امتحان می کند تا شانس یافتن عشق زندگی خود را افزایش دهد. این داستان تلخ و شیرین سه شخصیت میانسال افسون شده است که آرزوی عشق در شهری را دارند که آنها را در آغوش نمی گیرد. –ویدائو
Sara and Ayda
(سارا و ایدا)
سارا و آیدا دو دوست صمیمی و همکار هستند. اتفاقی رخ می دهد و آبروی یکی از آنها به خطر می افتد. حالا این دو باید به هر شکلی که شده وضعیت را به حالت عادی بازگردانند و...
The Samurai in Berlin
(سامورایی در برلین)
سه آدم بدبخت و مفلوک که کارشان زنده کردن چک و مسائلی از این دست می‌باشد، برای یک مورد کاری دربارهٔ سند زمین به برلین می‌روند و…
Miss Yaya
(خانم یایا)
داستان فیلم که برگرفته از یک متن کوتاه از مصطفی غضنفری است و با بازی (رضا عطاران) و (حمید فرخ نژاد) آغاز می‌شود که سعی دارند از یک دختر به نام یایا فرار کنند.
Abba Jaan
(آباجان)
داستان این فیلم در دهه شصت می‌گذرد و زندگی اجتماعی مردم در آن سال‌ها روایت می‌شود.
Labyrinth
(هزارتو)
کودکی به نام بردیا گم شده و پدرش امیرعلی هراسان در شهر به دنبال اوست. اطلاع گم شدن بردیا به پلیس توسط امیرعلی و اختلافاتش با همسرش نگار منجر به ورود افرادی جدید به ماجرا می‌شود و...
Los Angeles/Tehran
(لس آنجلس تهران)
ژوبین باید از لس آنجلس به تهران سفر کند تا مادربزرگش را ببیند. ولی او تا حالا ایران نبوده است. او در سفر با شخصی به نام ژان آشنا می‌شود. ژوبین و ژان به خانه مادربزرگ ژوبین می روند. ژوبین فردای آن روز با آیدا ملاقات می‌کند. ژان خود را داماد ژیان همسایه مادربزرگ معرفی می‌کند و می‌گوید دنبال ارثیه‌ای از پدرزن خود می‌گردد. ژوبین، آیدا و ژان به دنبال آن بسته می‌گردند ولی چیزی پیدا نمی‌شود. در آن خانه تابلوهای نقاشی زیادی هست که آنها تصمیم به فروش تابلوهای نقاشی می‌گیرند. ژان در گالری آثار ژیان عاشق لیندا می‌شود. لیندا یک تابلو را برای خرید انتخاب می‌کند. ولی آن تابلو همان ارثیه ژیان است. ژان مجبور می‌شود هویت اصلی خود را فاش کند. او می‌گوید که من بهروز ژیان، پسر ژیان هستم. آیدا و بهروز (ژان) تصمیم به دزدی تابلو می گیرند ولی ...
21 Days Later
(بیست و یک روز بعد)
نوجوانی به نام مرتضی در مسیر تحقق رویای ناکام پدرش، با چالش‌های بسیاری مواجه می‌شود. او برای درمان مادرش و تامین هزینه آن، ناچار به انتخابی سرنوشت‌ساز می‌شود و...
Searing Summer
(تابستان داغ)
نسرین(پریناز ایزدیار) زنی است که در هنگام طلاق از همسرش(صابر ابر) نمیتواند سرپرستی دختر شش ساله اش را از شوهرش بگیرد و به همراه دخترش بدون اطلاع به شوهر سابقش به گوشه ای از شهر می رود. او برای بدست آوردن مخارج زندگیش در مهدکودکی در همان حوالی مشغول به کار می شود و در آن جا با زوجی پزشک (مینا ساداتی و علی مصفا) آشنا میشود. این آشنایی سبب اتفاقات و مشکلاتی برای هر دو زوج میشود...
Suddenly a Tree
(ناگهان درخت)
فرهاد زندگی خود را از کودکی تا پنجاه سالگی برای روانکاوش تعریف می‌کند و خاطراتی را که در سه دوره تاریخی روایت می‌شوند مرور می‌کند تا علت وضعیت امروزش روشن شود و...
Domestic Killer
(قاتل اهکی)
حاج‌آقا دکتر جلال سروش (پرویز پرستویی)، کارآفرین موفق بخش خصوصی، تصمیم به افشای خیانت‌های شرکت پیسارو که مافیای قدرت و ثروت است می‌گیرد. سیاوش مطلق (امیر جدیدی) و احمد کیا (حمیدرضا آذرنگ) فرزندخوانده‌های سروش‌اند و سیاوش نه تنها مورداعتمادترین فرد نزد سروش است، بلکه دلبستهٔ مهتاب (پگاه آهنگرانی)، دختر او هم هست؛ اما مهتاب رابطهٔ عاطفی با بهمن (پولاد کیمیایی)، خوانندهٔ پاپ، دارد. تعطیلی کنسرت‌ها و دامنهٔ اختلافات اقتصادی سروش و شرکت پیسارو، تاوانی دارد که نه فقط اطرافیانش بلکه همهٔ مردم باید آن را بپردازند…
Flaming
(شعله ور)
فرید تازه اعتیاد را ترک کرده و همسرش او را رها کرده ‌است. او که خلق‌و‌خوی خاصی دارد تمام مدت فکر می‌کند چرا به جایی نرسیده و بقیه موفق شده‌اند. سفر ناگهانی او به زاهدان اما مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد و...
Disappearance
(ناپدید شدن)
این فیلم داستان مشکلات رابطه جنسی در ایران است که جوانان پیش از ازدواج با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. قصه فیلم دربارهٔ دو جوان است که بعد از رابطه جنسی دختر خون ریزی می‌کند و در طول شب پی پیدا کردن راهی برای رفع خون ریزی بین بیمارستان‌های خصوصی و دولتی و میاشند .