ژانرها

دانلود فیلم های 1997

Gattaca
در آینده‌ای نه چندان دور، مردی که کامل نیست، می‌خواهد به ستارگان سفر کند. جامعه وینسنت فریمن را به دلیل ترکیب ژنتیکی‌اش به عنوان فردی مناسب برای این هدف نمی‌بیند و او به یکی از طبقات پایین جامعه تبدیل شده که تنها برای مشاغل پیش‌پاافتاده مفید است. برای پیشرفت، او هویت جروم مارو را به عهده می‌گیرد، یک نمونه ژنتیکی کامل که به دلیل یک تصادف رانندگی معلول شده است. با مشاوره حرفه‌ای، وینسنت می‌آموزد که چگونه از تست‌های DNA و نمونه ادرار تقلب کند. درست زمانی که او برای یک مأموریت فضایی برنامه‌ریزی شده است، مدیر برنامه‌اش کشته می‌شود و پلیس تحقیقات را آغاز می‌کند، که این موضوع مخفی‌کاری او را به خطر می‌اندازد.
Men in Black
(مردان سیاهپوش)
بر اساس کمیک بوک، داستان درباره یک آژانس خصوصی به نام MiB است که به طور مخفیانه فعالیت می‌کند. این آژانس به عنوان یک شرکت نظارت بر موجودات فرازمینی عمل می‌کند. یکی از بهترین مأموران این آژانس که تنها با نام K شناخته می‌شود (با بازی تاممی لی جونز)، در حال استخدام یک عضو جدید برای آژانس است و جیمز ادواردز (با بازی ویل اسمیت) از نیویورک پلیس را انتخاب می‌کند. روزی یک بشقاب پرنده به زمین برخورد می‌کند. این بشقاب پرنده متعلق به یک موجود از نژاد “حشره‌ای” است که بدن یک کشاورز (با بازی وینسنت دی‌اُنفریو) را می‌گیرد و به نیویورک می‌رود. او در جستجوی منبع انرژی فوق‌العاده‌ای به نام کهکشان است. حالا، مأموران J و K باید قبل از آنکه این حشره بتواند کهکشان را با خود ببرد، جلوی او را بگیرند.
Children of Heaven
کفش‌های زهرا گم شده‌اند؛ برادر بزرگترش، علی، آن‌ها را گم کرده است. آن‌ها فقیرند و هیچ کفشی برای زهرا نیست تا اینکه به ایده‌ای می‌رسند: آن‌ها یک جفت کفش را به‌طور مشترک استفاده خواهند کرد، کفش‌های علی. مدرسه در انتظار است. آیا این نقشه موفق خواهد شد؟
Liar Liar
(دروغگو دروغگو)
فلچر رید، یک وکیل تند صحبت، دروغگوی همیشگی و پدری مطلقه، یک وکیل فوق العاده موفق است که حرفه خود را با دروغ گفتن بنا کرده است. او عادت دارد که به شغلش اولویت بدهد و همیشه به وعده هایش برای بودن با پسر جوانش مکس عمل کند، اما فلچر یک بار مکس را به خاطر از دست دادن جشن تولد پسرش ناامید می کند. اما تا آن زمان در ساعت 8:15 مکس تصمیم گرفته است از او یک مرد صادق بسازد، همانطور که او آرزو می کند یک روز تمام پدرش نتواند دروغ بگوید. وقتی این آرزو محقق می شود، تنها کاری که فلچر می تواند انجام دهد این است که حقیقت را بگوید و نمی تواند یک دروغ بگوید. اوه برای فلچر رید.
Face/Off
(تغییر چهره)
شان آرچر، مامور بسیار سرسخت و سرسخت FBI، هنوز برای پسر مرده خود مایکل عزادار است. آرچر معتقد است که قاتل پسرش دشمن قسم خورده او و جنایتکار بسیار قدرتمند کاستور تروی است. یک روز، آرچر بالاخره کاستور را در گوشه ای گرفت، با این حال، مبارزه آنها تروی را به سردی ناک اوت کرد. همانطور که آرچر در نهایت به خاطر دستگیری دشمنش نفس راحتی می کشد، متوجه می شود که تروی بمبی کار گذاشته است که کل شهر لس آنجلس و تمام ساکنان آن را نابود خواهد کرد. متأسفانه تنها کسی که مکان آن را می‌داند، برادر کاستور، پولاکس است، و او حاضر به صحبت نیست. راه حل، یک پزشک عمل ویژه است که می تواند صورت افراد را قطع کند و می تواند صورت یک فرد را روی فرد دیگری قرار دهد. آرچر برای صحبت با پولوکس یکی از آن جراحی ها را انجام می دهد. با این حال، کاستور تروی به نوعی به هوش می آید و اکنون می خواهد از آرچر انتقام بگیرد که چهره اش را گرفته است. تروی نه تنها ماموریت آرچر، بلکه زندگی شخصی او را نیز خراب می کند. آرچر باید دوباره تروی را متوقف کند. این بار شخصی است.
Live Flesh
ویکتور پس از خروج از زندان همچنان عاشق النا است، اما او با پلیس سابق - بسکتبالیست فعلی - ازدواج کرده است که با شلیک تفنگ ویکتور فلج شد...
Open Your Eyes
سزار، یک پلی‌بوی خوش‌قیافه سابق، خود را در یک مرکز روانی می‌یابد و نمی‌تواند به یاد بیاورد که چرا آنجاست. تنها چیزی که به یاد می‌آورد این است که عشق زندگی‌اش را برای یک روز ملاقات کرده و سپس در یک تصادف ماشین که صورتش را به شدت زشت کرده، قرار گرفته است. اما درد ناشی از تبدیل شدن به فردی از نظر فیزیکی نامطلوب، ممکن است به او کمک کند تا حقیقت را پیدا کند.
Lost Highway
ویدئوهای ناشناس پیشگویی می‌کنند که یک موسیقیدان محکوم به قتل خواهد شد، و دوست‌دختر یک گنگستر، یک مکانیک را گمراه می‌کند.
As Good as It Gets
یک مادر تنها و پیشخدمت، یک نویسنده بدبین، و یک هنرمند همجنسگرا پس از آنکه هنرمند در یک دزدی مورد حمله قرار می‌گیرد، دوستی غیرمنتظره‌ای را شکل می‌دهند.
Donnie Brasco
این داستان واقعی مامور اف بی آی جو پیستون را دنبال می کند که او به مافیای نیویورک نفوذ می کند. پیستون (با نام دانی براسکو) که با لفتی روجیرو دوست می شود، می تواند خود را در یک جناح مافیایی به رهبری سانی بلک جاسازی کند. وقتی گروه به دنبال جمع‌آوری پول برای «رؤسا» هستند، روجیرو و پیستون دچار تنش می‌شوند. در نهایت، زمانی که خود بلک رئیس می شود، گروه بزرگ می شود. در تمام این مدت، پیستون شواهد جمع آوری می کند. با این حال، آزمایشات و مصائب کار مخفیانه بیش از آن است که پیستون بتواند تحمل کند. ازدواج او از هم می پاشد و مافیا به خال در سازمان مشکوک می شود. معضل واقعی پیش روی پیستون قرار می گیرد، کسی که می داند اگر از مافیا دور شود، روجیرو مجازات خواهد شد.
Princess Mononoke
(شاهزاده مانوک)
در حالی که از دهکده خود در برابر خدای گراز/دیو خشمگین محافظت می کند، یک جنگجوی جوان با اعتماد به نفس، آشیتاکا، مورد نفرین مرگبار قرار می گیرد. او برای نجات جان خود باید به جنگل های غرب سفر کند. زمانی که به آنجا می‌رسد، درگیر کمپین شدیدی می‌شود که انسان‌ها در جنگل به راه انداختند. بانوی جاه طلب Eboshi و قبیله وفادارش از اسلحه های خود علیه خدایان جنگل و یک زن جوان شجاع به نام پرنسس مونونوکه استفاده می کنند که توسط یک خدای گرگ بزرگ شده است. آشیتاکا خوبی های هر دو طرف را می بیند و سعی می کند جلوی سیل خون را بگیرد. این امر با خصومت هر دو طرف مواجه می شود زیرا هر کدام او را حامی دشمن می دانند.
The Game
(بازی)
نیکلاس ون اورتون یک بانکدار بسیار ثروتمند در سان فرانسیسکو است، اما یک فرد کاملاً تنها است و حتی تولد خود را به تنهایی سپری می‌کند. در سال ۴۸ام تولدش (سنی که پدرش خودکشی کرد)، برادرش کانراد که مدت‌ها پیش رفته و به اعتیادهای مختلف تسلیم شده بود، به طور ناگهانی بازمی‌گردد و به نیکلاس کارتی می‌دهد که ورود به سرگرمی‌های غیرعادی ارائه شده توسط چیزی به نام خدمات تفریحی مصرف‌کننده (CRS) را ممکن می‌سازد. نیکلاس که کنجکاو شده است، به CRS می‌رود و از آن moment به بعد، اتفاقات عجیب و بدی برای او شروع می‌شود
L.A. Confidential
(محرمانه لس آنجلس)
با گسترش فساد در لس‌آنجلس دهه ۱۹۵۰، سه پلیس - یکی اصولی، یکی خشن و یکی فاسد - به بررسی یک سری قتل‌ها می‌پردازند و هر کدام با روش خود عدالت را اجرا می‌کنند.
Good Will Hunting
(ویل هانتینگ خوب)
ویل هانتینگ، جوان بیست‌ساله‌ای که به‌عنوان مستخدم در مؤسسه فناوری ماساچوست کار می‌کند، دارای ذهنی فوق‌العاده خلاق و استعدادی بی‌نظیر در ریاضیات است. پروفسور لامبو، استاد ریاضیات، به نبوغ او پی می‌برد و سعی می‌کند به او کمک کند. اما زندگی آشفته و پرچالش ویل باعث می‌شود که پروفسور از دوست قدیمی‌اش، روان‌پزشکی به نام شان مگوایر، درخواست کند تا به ویل مشاوره دهد و راهی برای هدایت استعدادش پیدا کند.
The Devil's Advocate
(وکیل مدافع شیطان)
کوین لومکس، وکیل جوان بی‌رحم فلوریدا که هرگز پرونده‌ای را از دست نداد، توسط قدرتمندترین شرکت حقوقی جهان استخدام می‌شود. علیرغم مخالفت مادرش (او شهر نیویورک را با بابل مقایسه می کند)، او پیشنهاد و پولی که به همراه دارد را می پذیرد. اما به زودی، همسرش احساس دلتنگی می کند و مظاهر شیطانی را می بیند. با این حال کوین در پرونده های جدید خود غرق می شود و کمتر و کمتر به همسرش توجه می کند. رئیس و مربی او، جان میلتون، به نظر می رسد که همیشه می داند چگونه بر هر مشکلی غلبه کند و این فقط کوین را عصبانی می کند.
Jackie Brown
یک مهماندار پرواز با گذشته‌ای جنایی توسط FBI به خاطر قاچاق دستگیر می‌شود. تحت فشار برای تبدیل شدن به یک مخبر علیه دلال مواد مخدری که برای او کار می‌کند، او باید راهی برای تضمین آینده‌اش پیدا کند بدون اینکه کشته شود.
Life Is Beautiful
(زندگی زیباست)
در ایتالیا در دهه 1930، یک پیشخدمت یهودی بی‌غم به نام گویدو زندگی پریانه‌ای را آغاز می‌کند و با یک زن زیبای اهل شهر مجاور آشنا شده و او را می‌گیرد. گویدو و همسرش پسری دارند و با هم به خوشی زندگی می‌کنند تا اینکه ایتالیا توسط نیروهای آلمانی اشغال می‌شود. در تلاشی برای نگه داشتن خانواده‌اش و کمک به پسرش برای زنده ماندن از هولناک‌ترین تجربه‌های یک اردوگاه کار اجباری یهودی، گویدو تصور می‌کند که هولوکاست یک بازی است و جایزه بزرگ برای برنده شدن یک تانک است.
Titanic
(تایتانیک)
در جریان سفر با کشتی عظیم تایتانیک، "رز" (با بازی کیت وینسلت)، دختری از خانواده‌ای ثروتمند، به دلیل فشارهای ازدواجی اجباری که او را به آمریکا می‌فرستد، تصمیم به خودکشی می‌گیرد. اما "جک" (با بازی لئوناردو دی کاپریو)، مسافری فقیر از بخش درجه سه کشتی، او را نجات می‌دهد. این دو به یکدیگر دل می‌بندند و عشق میانشان شکوفا می‌شود.