ژانرها
فیلم ها براساس سال
دانلود فیلم های 2008
The Eye
ویولونیست سیدنی ولز از پنج سالگی به دلیل یک حادثه نابینا بوده است. او تحت عمل جراحی پیوند قرنیه قرار میگیرد تا بینایی خود را بازیابی کند و در حین بهبودی از عمل، متوجه میشود که رؤیاهای عجیبی میبیند. با حمایت دکتر پل فولکنر، سیدنی متوجه میشود که اهداکننده چشمهایش کی بوده و سفری را آغاز میکند تا حقیقت پشت رؤیاهایش را کشف کند.
Rab Ne Bana Di Jodi
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که آیا معمولیترین، بیعلاقهترین و محجوبترین مردی که ممکن است در جاده یا اطرافتان ببینید، ممکن است داستان عشقی برای گفتن داشته باشد؟ شاید نه. چگونه یک مرد معمولی می تواند یک داستان عاشقانه نفس گیر، گوشت غاز مشتعل و الهام بخش از همه چیز برای گفتن داشته باشد؟ این همان اتفاقی است که برای سوریندر صحنی (شاهرخ خان) - مردی ساده، پاک دل، صادق، که زندگی پر از تندی دارد، رخ داد، وقتی با مخالف کامل خود روبرو می شود و عشق را در پر زرق و برق، سرگرم کننده، سرزنده می یابد - تاانی (آنوشکا شارما) که تمام دنیا برای او بوم نقاشی است و او همه رنگ های رنگارنگ خود را رنگ می کند تا اینکه همه رنگ های رنگارنگ زندگی خود را با آن تغییر می دهد. آنچه در پی می آید سفری پر از خنده، اشک، شادی، درد، موسیقی، رقص و عشق فراوان است. سفری که ما را به این باور می رساند که در هر جودی (زودی) معمولی یک داستان عاشقانه خارق العاده وجود دارد.
Punisher: War Zone
فرانک کاستل، مردی که پیش از این نظامی بود و خانوادهاش توسط جنایتکاران کشته شدند، به یک vigilante به نام "پانیشر" تبدیل میشود. او به دنبال یک خانواده مافیایی میرود و همه اعضای آن را جز بیلی روسوتی، مزدور خانواده، از بین میبرد. فرانک روسوتی را پیدا کرده و او را به سمت یک دستگاه لهکننده بطریها تعقیب میکند. فرانک دستگاه را روشن میکند و امیدوار است که روسوتی را از بین ببرد، اما او زنده میماند و دچار جراحات شدید میشود که حتی با جراحی پلاستیک صورتش شبیه یک پازل میشود. بنابراین فرانک تصمیم میگیرد نام "جیگساو" را برای خود انتخاب کند. فرانک که یکی از افراد روسوتی را که به طور ناشناخته یک مامور مخفی بود کشته، تصمیم میگیرد دست از کار بکشد. اما وقتی متوجه میشود که روسوتی نمرده و به دنبال پولی میگردد که به مامور مخفی سپرده بود و به خانه او خواهد آمد، متوجه میشود که خانوادهاش در خطر هستند. بنابراین فرانک تلاش میکند آنها را نجات دهد. اما روسوتی برای انتقام از فرانک، برادر خود را که دیوانه است و در یک آسایشگاه بستری است، آزاد میکند تا با فرانک مقابله کند. همچنین یکی دیگر از ماموران مخفی که دوست مردی است که فرانک کشته، به دنبال اوست.
Passengers
پس از یک سقوط هواپیما، یک درمانگر جوان به نام کلر از سوی مربیاش برای مشاوره با پنج نفر از بازماندگان پرواز منصوب میشود. زمانی که آنها خاطرات خود از حادثه را به اشتراک میگذارند — که برخی میگویند شامل انفجاری است که شرکت هواپیمایی ادعا میکند هرگز رخ نداده — کلر به اریک، مرموزترین مسافر، جذب میشود. درست زمانی که رابطه حرفهای کلر با اریک — علیرغم قضاوت بهتر خود — به یک رابطه عاشقانه تبدیل میشود، بازماندگان یکی پس از دیگری به طور مرموزی ناپدید میشوند. کلر مشکوک است که اریک ممکن است تمام پاسخها را در اختیار داشته باشد و عزم خود را جزم میکند تا حقیقت را کشف کند، هرچه که هزینهاش باشد.
Franklyn
پریست یک کارآگاه نقابدار و vigilante است که در خیابانهای شهر میانه به دنبال دشمن قدیمیاش میگردد، شهری عظیم و فانتزی که به شدت تحت حاکمیت ایمان و شور مذهبی است. اسر مردی شکسته است که در جستجوی پسر گمراهش در میان خیابانهای پرخطر لندن است. میلو مردی سیساله است که قلبش شکسته و به شدت تلاش میکند تا راهی برای بازگشت به پاکی اولین عشق پیدا کند. امیلیا دانشجوی هنری زیبا است که پروژههای هنری خودکشیگونهاش هر روز پیچیدهتر و مرگبارتر میشود.
Mirrors
یک افسر سابق پلیس و خانوادهاش هدف یک نیروی شیطانی قرار میگیرند که از آینهها به عنوان دروازهای برای ورود به خانه آنها استفاده میکند. هرچه خانواده بیشتر تلاش میکنند تا از این تهدید فرار کنند، آینهها به تدریج بیشتر به دنیای تاریک و ماوراءالطبیعه وصل میشوند و هر بازتابی میتواند مرگ یا فاجعهای قریبالوقوع را به همراه داشته باشد. اکنون آنها باید راهی پیدا کنند تا این نیروی شیطانی را متوقف کنند، در حالی که با ترسهای پنهان و روابط درون خانواده نیز دست و پنجه نرم میکنند.
Marley & Me
«جان» و «جنیفر» که به تازگی ازدواج کردهاند، تصمیم میگیرند سرپرستی یک سگ را بپذیرند. سگی که با وجود قابل ستایش بودن، سرکش و نافرمان است و درسهای بزرگی به این خانواده میآموزد.
Igor
در دنیایی پر از دانشمندان دیوانه و اختراعات شیطانی، دستیار لابراتوار یک دانشمند شرور با کمر خمیده، آرزوهای بزرگی دارد: تبدیل شدن به یک دانشمند دیوانه خود و برنده شدن در نمایشگاه سالانه علم شرور.
Mamma Mia!
داستان عروسی که تلاش می کند پدر واقعی خود را پیدا کند که با استفاده از آهنگ های موفق گروه محبوب دهه 1970 ABBA گفته می شود.
Departures
داگو کوبایاشی یک ویولنزن وفادار در ارکستری است که به تازگی منحل شده و اکنون بدون شغل مانده است. داگو تصمیم میگیرد به همراه همسرش به زادگاهش بازگردد تا به دنبال کار بگردد و دوباره شروع کند. او به یک آگهی استخدامی با عنوان “جدایها” پاسخ میدهد، فکر میکند که این آگهی مربوط به یک آژانس مسافرتی است، اما متوجه میشود که شغل مذکور در واقع برای “نوکانشی” یا “کفندوز” است، یک حرفهای که اجساد درگذشتگان را برای دفن و ورود به دنیای بعدی آماده میکند. در حالی که همسرش و دیگران از این شغل متنفرند، داگو به این کار افتخار میکند و شروع به کمالگرایی در هنر “نوکانشی” میکند و به عنوان یک دروازهبان مهربان بین زندگی و مرگ، بین درگذشتگان و خانوادههایشان عمل میکند. فیلم سفر عمیق و گاهی خندهدار او با مرگ را دنبال میکند، همانطور که او شگفتی، شادی و معنای زندگی و زیستن را کشف میکند.
The Spiderwick Chronicles
روزی روزگاری، هنگامی که خانواده به اسپایدر ویک استیت قدیمی و خرابهنشین نقلمکان میکنند، هلن (مری-لوئیس پارکر)، مادرشان، همراه با دو برادر دوقلو جارد (فردی هایمور) و سایمون گریس (فردی هایمور) و خواهرشان مالوری (سارا بولجر) خود را در دنیایی موازی پر از پریها و موجودات دیگر میبینند. با توجه به ناپدید شدنها و حوادث عجیب و غریبی که هر روز به نظر میرسد اتفاق میافتد، خانواده همه چیز را به جارد نسبت میدهند. وقتی او، سایمون و مالوری تحقیق میکنند که چه چیزی در حال رخ دادن است، حقیقت شگفتانگیز اسپایدر ویک استیت و موجوداتی که در آن زندگی میکنند را کشف میکنند.
Horton Hears a Who!
هورتون یک فیل خیال باف به صورت اتفاقی صدای فریادی را که درخواست کمک می کرد از یک ذره ی خیلی کوچکی که در هوا معلق بود و به صورت اتفاقی روی گلی نشست که هورتون به خورتوم گرفته بود ، می شنود ! با وجود این که دوستان و اطرافیان هورتون به او شک کرده بودند و فکر میکردند که هورتون عقلش را از دست داده ، هورتون تصمیم می گیرد که به این درخواست کمک جواب منفی ندهد و در پی انجام این کار اتفاقات جالبی برای او به وجود می آید . . .
The Happening
یک معلم علوم، همسرش و یک دختر جوان برای زنده ماندن از طاعونی که باعث خودکشی افراد آلوده می شود، مبارزه می کنند.
Journey to the Center of the Earth
پرفسور ترور اندرسون، خواهرزاده نوجوانش شاون اندرسون را پذیرا میشود. شاون ده روز را با داییاش میگذراند در حالی که مادرش، الیزابت، برای مهاجرت به کانادا آماده میشود. او یک جعبه به ترور میدهد که متعلق به برادر گمشدهاش، مکس، بوده است. ترور در داخل جعبه کتابی پیدا میکند که به آخرین سفر برادرش اشاره دارد. او تصمیم میگیرد که مسیر مکس را با شاون دنبال کند و آنها به ایسلند سفر میکنند، جایی که با راهنمایی به نام هانا آسمیرسون ملاقات میکنند. در حین صعود از کوه، طوفان رعد و برق شروع میشود و آنها برای پناه گرفتن به یک غار میروند. اما رعد و برق ورودی غار را تخریب میکند و این سه نفر در داخل غار گرفتار میشوند. آنها به دنبال راهی برای خروج میگردند و به یک حفره سقوط کرده و دنیای گمشدهای را در مرکز زمین کشف میکنند.
Don't Look Down
روی سن آمدن. الوی در بوئنوس آیرس در آستانه مردانگی قرار دارد. او فیزیک میخواند، به تجارت سنگ قبر خانوادگی کمک میکند، و تبلیغات انجام میدهد - در حالی که بر روی پایه راه میرود یا لباس امپانادا میپوشد، آگهی پخش میکند. وقتی پدر غمگینش می میرد، الوی تصور می کند که پدرش شبانه به دیدار او می رود. توضیح بیشتر عابر پیاده است - الوی راه رفتن در خواب را آغاز کرده است. همه چیز به طور ناگهانی تغییر می کند: در حالی که در خواب راه می رود، او از طریق یک نورگیر باز به رختخواب الویرا، زن جوانی از بارسلون که به ملاقات مادربزرگش می رود، می افتد. الویرا از الوی دعوت می کند تا معشوق او شود و به او رابطه جنسی تانتریک را آموزش می دهد. الوی سعادت را کشف می کند. و پدرش؟
The Brothers Bloom
یک جفت برادر به نام بلومها احتمالاً بهترین کلاهبرداران جهان هستند. پیش از اینکه از کار خود خارج شوند، تصمیم میگیرند آخرین کلاهبرداری بزرگ خود را انجام دهند؛ با رستوران رفتن و مهمانی دادن به یک وارثه عجیبوغریب، بهترین لحظات زندگی او را در قالب یک ماجراجویی رمانتیک دور دنیا بسازند.
Eagle Eye
جری و ریچل دو غریبه هستند که توسط یک تماس تلفنی مرموز از زنی که هرگز او را ملاقات نکردهاند، کنار هم قرار میگیرند. او با تهدید به جان و خانوادهشان، جری و ریچل را به درون یک سری موقعیتهای روز به روز خطرناکتر میبرد و از تکنولوژیهای روزمره برای پیگیری و کنترل هر حرکت آنها استفاده میکند.
The Day the Earth Stood Still
**دکتر هلن بنسون** به همراه تعدادی از دانشمندان دیگر به یک مرکز نظامی فراخوانده میشود زمانی که یک سفینه فضایی بیگانه به نوعی به **نیویورک سیتی** میرسد. درون سفینه، یک موجود بیگانه شبیه انسان و یک ربات غولپیکر با اندازه و قدرت عظیم وجود دارند. موجود بیگانه خود را **کلاتو** معرفی میکند و میگوید که آمده تا زمین را نجات دهد. اما مقامات نظامی و سیاسی آمریکا او را تهدید میبینند و تصمیم میگیرند از تکنیکهای بازجویی شدید برای گرفتن اطلاعات استفاده کنند، اما دکتر بنسون تصمیم میگیرد به او کمک کند تا فرار کند. زمانی که او میفهمد منظور کلاتو از نجات زمین چیست، سعی میکند او را قانع کند تا قصد خود را تغییر دهد.
Elegy
منتقد فرهنگی، دیوید کِپِش، زندگی خود را که آن را به عنوان "مردانگی آزاد" توصیف میکند، توسط کانسولا کاستیلو، یک دانشآموز خوشرفتار که حس مالکیت جنسی را در معلمش بیدار میکند، به آشوب تراژیکی میافتد.
Street Kings
تام لودلو، کارآگاه LAPD، یک پلیس مخفی کارآمد و غیرمتعارف است. کاپیتان جک واندر همیشه لادلو را پوشش می دهد، حتی همکاران تا حدودی حسودش. پس از خشونت بیش از حد فنی علیه یک باند شرور کره ای در خلال آزادی بردگان جنسی کودک ربوده شده، لودلو هدف کاپیتان امور داخلی جیمز بیگز می شود، که پس از ارتقای واندر به رئیس، احساس می کند که از دست رفته است. شریک سابق گشت زنی لودلو، ترنس واشنگتن، با IA طرف می شود اما در جریان سرقت از مغازه در حضور لودلو کشته می شود. لودلو راه خود را از طریق پله های پیچ خورده پلیس و خیابان های مرگبار لس آنجلس برای یافتن پاسخ هایی که فقط به سؤالات بیشتری منجر می شود، ادامه می دهد.
City of Ember
زمانی که بشریت در آستانه نابودی قرار میگیرد، گروهی از دانشمندان تصمیم میگیرند شهری را در اعماق زمین بسازند و آن را با ساکنان جدید پر کنند. شهر امبر قرار است ۲۰۰ سال دوام بیاورد و پس از آن، ساکنانش با استفاده از دستورالعملهایی که در یک جعبهی مستحکم نگهداری میشود، راه بازگشت به سطح زمین را پیدا کنند. اما با گذشت زمان، این پیام گم میشود و زندگی در امبر به سرعت رو به زوال میرود. منبع انرژی شهر در حال از کار افتادن است و مواد غذایی جیرهبندی شدهاند. اکنون دو نوجوان باید راز امبر را کشف کنند و راه خروج را بیابند.
Blindness
داستان درباره مردمان شهري است كه ناگهان همه به يك كوري مسري مبتلا مي شوند جز زني ( مور ) كه استثنائا كور نشده و جامعه اش را مي بيند كه چطوري حد و مرزها را پشت سر مي گذارند...
My Sassy Girl
یک پسر مهربان از میانهغرب که زندگیاش را برای خود برنامهریزی کرده است، توسط یک دختر پیچیده و مرموز جذب میشود، تربیت میشود و در نهایت رها میشود.
Hunger
گرسنگی زندگی در زندان ماز، ایرلند شمالی را با تفسیری از وقایع بسیار احساسی پیرامون اعتصاب غذای ۱۹۸۱ IRA به رهبری بابی ساندز دنبال می کند. با نگاهی حماسی به جزییات، فیلم کاوش به موقعی را ارائه می دهد که چه اتفاقی می افتد زمانی که بدن و ذهن به حداکثر حد رانده می شوند.
Jodhaa Akbar
داستان عاشقانه قرن شانزدهم در مورد ازدواجی از اتحاد که باعث تولد عشق واقعی بین امپراتور بزرگ مغول، اکبر، و شاهزاده خانم راجپوت، جودا شد.
Australia
این داستان در شمال استرالیا پیش از جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد، جایی که یک زن انگلیسی که یک مزرعه وسیع را به ارث میبرد، ناچار میشود با یک گاوچران قرارداد ببندد تا 2000 رأس گاو را از روی مناظری بیرحم عبور دهد.
Dostana
پس از مرگ والدینش، نهی ملوانی در میامی با عمهاش زندگی میکند و اتاقی در آپارتمانش را به دو مرد هندی که ظاهراً همجنسگرا هستند، عکاس کونال چوهان و پرستار سامیر آچاریه، اجاره میدهد. او آنها را به رئیس همجنسگرای در حال ترک خود، مورلی معرفی میکند و به رئیس جدیدش، ابهیمانیو سینگ، علاقهمند میشود. به زودی متوجه میشود که دو رقیب برای عشق جدیدش دارد--که هیچکدام جز کونال و سامیر نیستند.
Diary of a Nymphomaniac
در بارسلونا، والره بسیار به مادربزرگ فرانسوی خود ماری تاسو وابسته است و دوست دارد با او بماند. در حین بحث در مورد رابطه جنسی با وال، ماری به او توصیه می کند که مهم است تجربه زندگی خود را یادداشت کند و وال تصمیم می گیرد یک دفتر خاطرات بنویسد. وال از اولین تجربه جنسی خود در 15 سالگی زندگی عاشقانه و عاشقانش را به یاد می آورد. در همان زمان او شغل خود را به دلیل کوچک کردن نیرو از دست می دهد، به او اطلاع می دهند که ماری دچار حمله قلبی شده است و او یک بار دیگر قبل از مرگ مادربزرگ خود را ملاقات می کند. او به دنبال شغل دیگری می گردد و وقتی با جیمی مدیر اجرایی مصاحبه می کند، برای اولین بار عاشق می شود - اما او در رختخواب خیلی خوب نیست. آنها با هم به یک آپارتمان باشکوه نقل مکان می کنند و وال معتقد است که مرد زندگی خود را پیدا کرده است. وال با یک ایتالیایی همجنس گرا به نام هری در یک خانه مد شغلی پیدا می کند، اما جیمی حسادت می کند و رفتار خود را تغییر می دهد. وال تصمیم می گیرد زمانی که جیمی باردار می شود او را ترک کند و او فکر نمی کند که بچه مال او باشد.
Dragon Hunters
دنیا به یک مجموعه وسیع از جزایر با اندازهها و شکلهای متفاوت تبدیل شده است. این کائنات پرآشوب عمدتاً توسط دزدهای بیرحم، دهقانان عبوس و لردهای بیسواد و خردمند پر شده است. نگرانی اصلی آنها حول دو قانون بنیادی میچرخد: بخور و نخورده بمیر. چرا که این دنیای جدید با یک طاعون وحشتناک آلوده شده است: موجودات جهشیافته، گرسنه و همهجا حاضر که در حال ایجاد هرج و مرج هستند - آنها به نام اژدها شناخته میشوند. گویزدو و لیان-چو دو شکارچی اژدها هستند، اما هنوز راه زیادی تا تبدیل شدن به بهترینها دارند. تنها استعداد واقعی آنها: قدرت عضلانی لیان-چو با قلبی طلایی و استعداد گویزدو برای کلاهبرداریهای مختلف و هر شکلی از آن است. آرزوی اصلی آنها: خرید یک مزرعه کوچک که در آن استراحت کنند و خرچنگهایی پرورش دهند که شکار آنها بسیار راحتتر از اژدهاها است.
چند جزیره دورتر، قلعه لرد آرنولد قرار دارد. آرنولد با یک مشکل بزرگ روبهرو است: او از بازگشت «خورندهی جهان»، آن اژدهای وحشتناک که هر سی سال یکبار بازمیگردد و ترس و ویرانی به همراه دارد، به شدت میترسد. هیچکس نتوانسته است او را شکست دهد. در واقع هیچکس هیچگاه زنده برنگشته است تا بگوید چگونه جنگیدند. زویی، خواهرزاده بزرگ لرد، تصمیم میگیرد خود دست به کار شود و با گویزدو و لیان-چو آشنا میشود. او متقاعد میشود که قهرمانان رویاییاش را پیدا کرده است و حالا قرار است آنها را به یکی از دیوانهترین ماجراها بکشد.
Madagascar: Escape 2 Africa
دنباله فیلم "مداگاسکار" در سال 2005، که در آن حیوانات باغ وحش نیویورک، آلکس شیر، مارتی گورخر، ملمن زرافه و گلوریا فیلآب، که هنوز در مداگاسکار گرفتار شدهاند، تصمیم میگیرند جزیره را ترک کنند. ناگهان، آنها در بیابانهای آفریقا فرود میآیند، جایی که آلکس با بقیه خانوادهاش ملاقات میکند، اما پس از مدتها زندگی در باغ وحش سنترال پارک، در برقراری ارتباط با آنها مشکل دارد.