استیگ-هلمر که از دریا بیزار است و دوست نروژیاش اولِ به اشتباه سوار یک بارج میشوند. آنها به یک جزیره در مجمعالجزایر میرسند و باید شبهای میانه تابستان را در میان افراد ثروتمند و تجملاتی بگذرانند؛ با مهمانیهای شامپاین، خانههای تابستانیشان و مسابقه سالانه قایقرانی.
داستانی دربارهٔ حادثهای که زمانی رخ میدهد که صاحبان مهمانسرایی به نام «قصر تابستانی مهمان» – که کلیشهها را میشکند – به همراه مهمانانی با رازهای پنهان گرد هم میآیند تا لی سول را که ۱۳ سال پیش ناپدید شده بود، پیدا کنند.